باز گردد عاقبت اين در بلي رخ نمايد يار شيرين بر بلي ساقي ما ياد اين مستان كند يار ديگر با مي و ساغر بلي نو بهار حسن آيد سوي باغ بشكفد آن شاخ هاي تر بلي طاق هاي سبز چون بيندد چمن جفت گردد ورد و نيلوفر بلي دامن پر خاك و خاشاك زمين پر شود از مشك و از عنبر بلي آن بر سيمين و آن روي چو زرد اندر آميزند سيم و زر بلي چون براق عشق از گردون رسيد وارهد عيسي جان زين خر بلي من خمش گردم وليكن در دلم تا ابد رويد ني و شكر بلي